تقدیم به دوست عزیزم که مثل من احساس دلتنگ میکند
کاش می شد با نوشتن
تمام احساسات را بیان کرد
کاش میشد از دلتنگی ها نوشت
کاش می توان گفت که دیگر تنهاییم
دگر کسی نیست
که با او نشست و از دلتنگیها گفت
دیگه کسی نیست که انتظار آمدنمان را بکشد
دیگه قلبمان تند تند نمیزند
که............
کاش میشد
امانمیشه
این مرام روزگاره
از دوست داشتن تا وفاداری فرسنگها فاصله است
در حضور ديگران ميگويم تو محبوب من نيستي
و در ژرفاي وجودم ميدانم چه دروغي گفته ام
ميگويم ميان ما چيزي نبوده است
تنها براي اين که از دردسر به دور باشم
شايعات عشق را، با آن شيريني تکذيب مي کنم
و تاريخ زيباي خود را ويران مي کنم
احمقانه اعلام بي گناهي ميکنم
نيازم را مي کشم. بدل به کاهني ميشوم
عطر خود را مي کشم و
از بهشت چشمان تو ميگريزم.
نقش دلقکي را بازي ميکنم، عشق من
و در اين بازي شکست مي خورم و باز مي گردم.
زيرا که شب نمي تواند، حتي اگر بخواهد، ستارگانش را نهان کند
و دريا نمي تواند اگر بخواهد
کشتي هايش را.
+ نوشته شده در 86/05/20ساعت 13:11 توسط احسان |