مناجات در هجر تو کار بی نظام است مرا شیرین همه تلخ و پخته خام است مرا در عالم اگر هزار کام است مرا بی نام تو سر به سر حرام است مرا به امید روزی که همه عالم به هوشیاری کامل برسند
+ نوشته شده در 86/02/07ساعت 20:24 توسط احسان |
زیستن دربه در تر از باد زیستم در سر زمینی که گیاهی در آن نمیروید ای تیز خرامان . . . لنگی پای من از نا همواری راه شما بود . . . / تقدیم به همه زندگیم که مدتیه ازش بی خبرم ولی میدونم که اونم احساس منو داره به امید خدا که همه چیز درست میشه دوستایی که این مطلبو می خونید خواهشن برام دعا کنید که مشکلم حل شه ................................................................................................ به انتظار فصل تو تمام فصلها گذشت
+ نوشته شده در 86/02/04ساعت 0:48 توسط احسان |
خلقت من در این جهان یک وصله ناجور بود من خود راضی به این حقیقت نبودم زور بود ای فلک گر من نبودم جهانت نقص داشت وای مادر گر مرا نمی زادی اجاقت کور بود
+ نوشته شده در 86/02/02ساعت 22:51 توسط احسان |
نفسهایم گرفتار سکوتی سرد و سنگین است دنیای خیال خود را محدود شهری ساختم همنام تو حاکمی بر آن نهادم همنام تو قانونی بر آن وضع کردم تلاشی را سر لوحه انجام اعضایش نمودم برای یک چیز به خاطر بنیان عشقی پاک برای خاطر عشقی تا ابد آباد . میترسم زطوفانی که می آید بهار من نمی خواهم زمستانی بمیرم من نمی خواهم .گریزانم خداوندا از هر چه باد و طوفان است بعد از سالیانی یاس و نومیدی نمی خواهم کسی از من بگیرد امید فردا را *****
+ نوشته شده در 86/02/01ساعت 1:57 توسط احسان |